کی بود که می گفت ما هیچ وقت از هم جدا نمیشیم؟؟؟؟؟کی بود که می گفت ما همیشه با هم خواهیم بود؟؟؟؟؟کی بود که می گفت ما هر جا بریم حتی جهنم،با هم می ریم؟؟؟؟؟؟کی بود که می گفت هیچ چیزی نمی تونه ما را از هم جدا کنه؟؟؟؟؟ هان،کی بود؟؟؟؟آره ما بودیم که این همه شعار می دادیم.آره کم اوردیم.اما ک به حرف ما توجه می کرد. اصلا مگه ما برای اونا مهم هستیم؟؟؟؟؟ آره دوستای خوبم ما زدیم به خاکی.اونا ما را از هم جدا کردن.پیوند بین ما را به راحتی شکستن. 
ما کلاس سوم یک.مایی که از ته دل همدیگه را دوست داشتیم.مایی که سه سال تو سختیها،شادیها و گریه های هم شریک بودیم.مایی که چندین بار به خاطر نگه داشتن تعصب همدیگه تنبیه شدیم.مایی که در و دیوار کلاس را پر از آدمکهای رنگارنگ کرده بودیم. مایی که هیچ دو رنگی تو کارمون نبود.مایی که برای هم می مردیم مایی که تصمیم گرفته بودیم یه نامه برای آقای اژه ای بنویسیم و از ایشون بخایم که ما را از هم جدا نکن و....آره ما از هم جدا شدیم.نه بهتره بگم جدامون کردن. فکر کنم که دیگه به آرزوشون رسیدن.مسخرست نه؟؟؟
حالا بچه های کلاس را از هم جدا کردن دیگه چه کاری به دوستای صمیمی داشتن؟؟؟؟عاطفتون کجا رفته؟؟؟؟
مگه می شه دو تا دوست صمیمی از هم جدا بشن؟؟؟مگه میشه از یه گروه دوستی سه نفری، سه تا دوستی که برای هم می میرن دوتاشون بره یه کلاس،یکیش یه کلاس دیگه؟؟؟مگه میشه از بین پنج تا دوست صمیمی صمیمی دو تا توی یه کلاس سه تاشون هم تو یه کلاس دیگه؟؟؟؟آخه دست رو وجدانتون بذارید،ببینید ای کار درسته؟؟؟
اگه یکی از ما باشی میدونی که چی دارم می کشم؟؟؟؟؟
هم پر البته من جزو این نبودم.اما به هر حال پر و من هم ناراحتمMSPDM
حالا میایم سراغ کلاسها. من،پریسا،مهرنوش می ریم کلاس اول 1و سحرو دریا میرن سوم یک(نه،نه ببخشید،اول 2)
اما نخیر فک کردن که ما از هم جدا میشیم.به همین خیال باشید.ما را نه تنها شما بلکه هیچ کسی بجز خدا نمی تونه از هم جدا منه. شاید این هم یه حکمت خدا باشه(کی چی میدونه،مگه نه؟؟؟؟)مگه زنگ تفریح یا ساعات بعد مدرسه رو از هم گرفتن .ما هیچ وقت از هم جدا نمی شیم.هیچ وقت.
دوستای همیشگی و خوبم دوستتون دارم. 
اونایی که بالا اسمشون ذکر شده دوستتون دارم یه دنیا
جون هرکی دوست دارید برای این قسمت نظر بدید.می خوام بدونم شما چی فکر می کنید.یه چیزی بگید.پس منتظر حرفای نیلوفریتون هستم.