تبليغاتX
جدیدترین اخبار علمی برای همه

niloonilu

نیلوفر سبزیکاری

niloonilu

http://niloonilu.blogfa.com

جدیدترین اخبار علمی برای همه

جدیدترین اخبار علمی برای همه

جدیدترین اخبار علمی برای همه

هیچگاه با من موافقت نکن.مرا تایید نکن.حداقل کمی تامل کن
وبلافاصله تایید نکن.از تو نمیخواهم که مرا تایید کنی.میخواهم که به دنبال سخن ردی در مقابل سخن من باشی.به من اجازه نده که به خودم مغرور شوم.بگذار که از تو یاد بگیرم.بر من است که سطح تحمل ابهامم را بالا ببرم.

سلام سلامی به گرمی دل پاکتون .همچنین سلامی مخصوص به معلمان وسمپادی های عزیز. به وبلاگ من خوش اومدید. امیدوارم نهایت استفاده رو از مطالب این وبلاگ ببرید.
من برای تکمیل این وبلاگ به نظرات شما نیازمندیم. شما می توانید نظرات و انتقادات و خواسته ها ی خود را (پیرامون مطلب خاصی) در قسمت نظرات بنویسید. تا من طی 24 ساعت به آن پاسخگو باشم و اگر مطلبی خواسته باشید در مورد آن مطالبی در وبلاگ بنویسم.
راستی خوشحال میشم تو قسمت نظر سنجی هم شرکت کنید.

با تشکر مدیر وبلاگ.(ن.سبزیکاری) علمیِ،آموزشی،تفریحی و ...(برای خواندن مطالب به آرشیو موضوعات مراجعه کنید.)

جدیدترین اخبار علمی برای همه

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

جدیدترین اخبار علمی برای همه
خانه آرشیو لینکستان پست الکترونیک تماس با ما
قالب وبلاگ ثبت دامنه آپلود عکس گالری تصاویر بلاگفا
ذخیره سازی علاقه مندی خانگی کن تبادل لینک RSS 2.0
نام کاربری:   کلمه عبور: 

علمیِ،آموزشی،تفریحی و ...(برای خواندن مطالب به آرشیو موضوعات مراجعه کنید.)
موضوعات
   
 
 
افراد آنلاین
 
جدیدترین مطالب
   
آرشیو مطالب
   
  تشكري عجيب از پدر و مادر !
مرتبط با : داستان
ارسال شده در: سه شنبه 1387/07/23
 يك مرد براي قدرداني از زحمات پدر و مادرش، به شكل عجيبي از آنها قدرداني كرد.

به گزارش ايسنا، به نقل از خبرگزاري شينهوا، "گلن فرتيزار" از اهالي لاسال ايالت فيلادلفيا براي آنكه پدر و مادر خود را شگفت‌زده كند، در مزرعه ذرتشان يك‌هزار دالان با تصاوير والدينش درست كرده و همراه يك نوشته به آنان تقدير كرد.

"پدر و مادر متشكرم"

هنگامي كه والدين اين پسر با استفاده از بالگرد و از بالاي مزرعه اين تصوير را مشاهده كردند، قادر به صحبت كردند نبودند و تنها گريه مي كردند.

"اد و ايلين فرتيزلر" 63 سال است كه با يكديگر ازدواج كرده و و در سال 1955 اين مزرعه كاشت ذرت را در لاسال ايالت فيلادلفيا خريدند. آنان داراي پنج فرزند هستند.

اين هم تصويري هوايي از اين اقدام تشكر آميز كه در نوع خود بي سابقه است !

niloonilu.blogfa.com
 


دریایی باشید. 

نوشته شده توسط نیلوفر سبزیکاری ,

  اولین دختری که دیپلم گرفت.
مرتبط با : زندگی نامه ها
ارسال شده در: جمعه 1387/07/19
گفتگو با اولين دختري که در اصفهان ديپلم گرفت !
 

طبق شناسنامه، به "طلعت شاه ناصری" متولد سال ۱۲۹۸ است اما خودش حدس می زند سنش بیش از چیزی است که درشناسنامه نوشته اند. او در سال ۱۳۱۵ هم دیپلم گرفته. یکی از اولین دختران اصفهانی است که دیپلم گرفته اند. می گوید همان موقع مدیر مدرسه شان تصدیق ششم ابتدایی داشته است.
 

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


آن ها چهار نفر بودند. سه دختر دیگر، یکی خانم "فخری سجادی" است، دیگری "خانم نظمی"، و سومی خانم "ملوک ربانی". می گوید از آن میان، فخری سجادی شهردار ناحیه ۵ اصفهان شد و ملوک ربانی مدیر مدرسه بهشت آیین؛ از مهم ترین مدرسه های دخترانه شهر اصفهان. اما خانم نظمی وقتي كه شوهر کرد، در خانه نشست.
آن روزها اصفهان دو مدرسه دخترانه داشت: "بهشت آیین" و "بانوان". مدرسه طلعت، مدرسه بانوان بود؛ یک مدرسه عمومی. طلعت خانم یادش می آید: "اما با این که مدرسه اش عمومی بود، همه کس را راه نمی دادند. یعنی همه کس توان پرداخت شهریه را نداشت. یادم است شهریه ام سالی ۱۵ قران بود؛ پولی که آن موقع "خیلی" بود."
به "کشف حجاب" سال ۱۳۱۴ که می رسد، انگارمطمئن نیست ذوقش را نشان بدهد یا تاسفش را. شب "کشف حجاب" تا صبح خوابم نبرد. ذوق این را داشتم که صبح یک کلاه و کت مخمل می‌پوشم و کفش پاشنه دار. خر بودم؛ نمی‌دانستم کفش پاشنه دار برای مدرسه نیست!" همزمان یادش می آید آن چند همکلاسی را که بعد از کشف حجاب، دیگر نتوانستند درسشان را ادامه دهند و خانه نشین شدند؛ رفیق های نیمه راه.
 

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


درباره واکنش مردم آن روز به این که به عنوان یک دختر به مدرسه می رفت، می گوید: "خوششان نمی آمد اما فحش هم نمی دادند!" انگیزه اش ازدرس خواندن، این بوده که برود سر کار "بلافاصله بعد از گرفتن دیپلم، رفتم استخدام شدم. رشوه دادم؛ دو برابر حقوقی که باش استخدام شدم.
می ارزید!
با وجود رشوه ای که داد تا استخدام شود، می گوید خودش هیچ وقت رشوه نگرفته. جایگاه اداری اش اجازه می داد زیرمیزی های درست و حسابی ای بگیرد، اما "خدا می داند یک قران هم دزدی نکردم! بودند افرادی مثل من که زندگی شان را با پول دزدی و رشوه ساختند." رشوه را به لهجه اصفهانی اش می گوید "رُشوه !

ارتقاء برای زنان ممنوع بود !

کارکردن برای طلعت جوان، سخت و گاه آزاردهنده بوده: "سال ها آن جا خون دل خوردم. به عنوان ماشین نویس استخدام شدم. به عنوان دیگری نمی توانستند استخدامم کنند. فقط ماشین نویسی را در شان زن می دیدند." می گوید همکارانش به او حسادت می کرده اند. "تمام مردهایی که در اداره ام بودند، تصدیق ششم ابتدایی داشتند. حتی یک دیپلمه یا یک سیکلی هم بینشان نبود. ولی دستور بود که به زن ترقی ندهند. برای زن اهمیت قائل نبودند. تا این که سال ۴۵ یا حول و حوش آن بود که دستور آمد خانم ها می توانند در اداره ها سمت بگیرند. تا قبل از آن سمت نداشتم. شدم رئیس دفتر اداره. دوسال که گذشت، شدم رئیس امور اداری. با همین سمت هم موقع انقلاب بازنشسته شدم. نوشتم به اداره که چون سنوات خدمتم به حد نصاب رسیده و شوهرم هم مریض است، می خواهم بازنشسته شوم."
آرزوی برآورده نشده ي خانم شاه ناصری، این بوده که به دانشگاه برود و تحصیلش را ادامه دهد. " آن موقع که دیپلمم را گرفتم، اصفهان دانشگاه نداشت. فقط تهران بود. اما بودجه اش را نداشتم که بروم تهران. آرزویم بود می رفتم دانشگاه. اما نمی توانستم. اقواممان امل بودند! بد می دانستند. بعدش هم که برای خودم حقوق بگیر شدم، شوهر کرده بودم و بچه داشتم. نمی توانستم ولشان کنم و بروم دانشگاه."

به روی شوهرم نیاوردم که او دیپلم ندارد !

طلعت، ۲۳ ساله بود که ازدواج کرد. با شوهرمرحومش که شیرازی بود و ۱۰ - ۱۵ سال از خودش بزرگتر، در همان اداره ای که کار می کرده آشنا شده است. هیچ خواستگاری یا مراسم رسمی ای هم در کار نبوده. همسرش او را پشت تلفن از پدرطلعت خانم خواستگاری کرده است. "وقتی گفتم این خوب است، پدرم راضی شد. می دانست راه خطا نمی روم." مهریه خانم شاه ناصری، هزار تومان بوده: "نه پَست بود و نه مثل این روزها که میلیون میلیون است." همسر خانم شاه ناصری، تصدیق ششم ابتدایی داشته: "ولی در تمام عمر یک بار به رویش نیاوردم که من دیپلم دارم و تو نداری."
حالا ۳ دختر، ۱ پسر، ۱۱ نوه، و ۶ نتیجه دارد. به تربیت فرزندانش می بالد: "در تربیت اینها کم نگذاشتم. برایم ارزش قائل اند که تربیتم درست بوده." طلعت شاه ناصری می گوید: "هرچه خودم به عنوان یک زن تحقیر شدم، عوضش دخترهایم را جوری بار آوردم که زیر بار تحقیر زن نروند."
خانم شاه ناصری این بخت را داشته که همسری همفکر و هم عقیده اش داشته باشد. "اصلا یک بار هم حرف این نشد که نروم سر کار." البته به نظرخودش، این به خاطر "حجب و حیا"ی خودش بوده و این که شوهرش می دانسته طلعت کار خطایی نمی کند: "در این ۳۰ سال که در اداره بودم، یک بار کسی به من نگفت چرا خندیدی یا چرا با فلانی آن طوری حرف زدی؟ خودم می فهمیدم چه طور رفتارکنم. با حیا رفتار می کردم. حجاب نداشتم اما یک بار هم آستین کوتاه نپوشیدم."
روزگار خودش را با این روزها مقایسه می کند: "حالا با وقتی که ما درس می خواندیم، خیلی تفاوت دارد. آن زمان هنوز حجب و حیا بود. هنوز دخترها دنبال حرکت هایی که حالا می روند، نبودند. ولی حالا هرکی هرکی است! دخترها که هر کار می خواهند می کنند و پسرها هم که برایشان خوب شده! مثلاً دوست می گیرند؛ رفیق می گیرند. اما من از این حرف ها نداشتم. ابداً!"

از زن بودنم، شرمنده ام !

صدای خسته و بی رمق طلعت خانم وقتی تلخ می شود که یاد دشواری ها و مشقت های زندگی اش به عنوان یک شهروند مونث جامعه ایرانی می افتد: "در عمری که کرده ام، همیشه از زن بودنم عار داشته ام. می گویم خدا به من ظلم کرد که زن خلقم کرد با همان لحن مادربزرگانه اش می گوید: "قدر مرد بودنت را بدان! نمی دانی زن چقدر توسری می خورد..."
طلعت جوان جز این که از زن بودنش ناراحت بوده، علاوه بر آن از زمانه اش هم دل خوشی نداشته: "جوان که بودم می گفتم ۵۰ سال زود به دنیا آمده ام! به خیالم ۵۰ سال بعد همه چیز ترقی می کند! نمی دانستم این اوضاع می شود!" می گوید دیگر حالا به ۵۰ سال بعد هم فکر نمی کند: "نمی خواهم باشم. مایه دردسر شده ام. دیگر مغزم کار نمی کند... این قدر خسته و مریضم که هیچ چیز از این روزهایم نمی فهمم. بیشتر از این ناراحتم که زمانی یک مقامی برای خودم داشته ام ولی حالا این طور زمین گیرم."
خاطره ای یادش می آید که لبخند به چهره اش میآورد: "یکی از معلم هایمان، آقاجان "همامی" بود. خداوند ادبیات بود. یک بار سر کلاس از همه دانش آموزها سوالی پرسید که هیچکس نتوانست جواب بدهد اما من جواب دادم. برایم نوشت: اگر شه ناصری پندم دهد گوش / نسازد پندهایم را فراموش / رباید گوی سبقت همگنان را که با فهم است و با ادراک و باهوش." به شوخی و خنده اضافه می کند: "اما حالا نه فهم دارم، نه ادراک، و نه هوش! دیگر جمع و تفریق هم یادم رفته."

ماندن در زیر سایه مرتضی علی !

طلعت شاه ‌ناصری و خانه‌اش در خیابان "خاقانی" اصفهان، هر دو از مرداد این شهر بی رمق تر شده اند. از آن بلند پروازی ها دیگر خبری نیست. حالا حکایت پیری و نارسایی کبد و قرص های صبح و ظهر و شب است و نفس ها که سخت و بریده می روند و می آیند. خانم شاه ناصری این روزها ازکم کاری کبد رنج می برد. فقط ۴ درصد از کبدش وفادار مانده است. این نارسایی، بدنی نحیف و کم رمق برایش باقی گذاشته. همه "گذشته ها" را با بیانی گرم، مثل یک قصه تعریف می کند؛ قصه ای که البته به فراخور سن و سال، رشته اش مدام از دست قصه گو در می رود.
می گوید "رفتنی" است و دعا می‌کند: "همه مان زیر سایه مرتضی علی". "مرتضی علی" را با تاکید خاصی می گوید و بعد با لحنی که انگار بخواهد کسی را از اشتباه در بیاورد، توضیح می دهد: "درست است که مثل خیلی های دیگر نبوده ام و مدرسه رو و دختر بیرون شدم؛ اما اهل دین ومذهب هم بودم. شاید بعضی وقت ها حواسم پرت شود و نماز یا روزه ام پس و پیش شود اما "معتقد"م. اگر الان برایم قرآن بیاورید و هر جایش را باز کنید، می توانم بخوانم. این ها را همه در مدرسه یاد گرفتم."
بعد از ساعتی، وقت رفع زحمت می رسد. توان بدرقه را ندارد اما همانطور که به زحمت از روی مبل چوبی بلند می شود، با لحنی که رنگی ازهشدار دارد، می گوید: "طولی نمی کشد که شما هم همین می شوید؛ مثل من پیر و افتاده. یک دفعه چشم باز می کنید می بینید دیگر نمی توانید آن کارهایی که سابق می کردید را بکنید... دو چیز است که نمی شود کاریش کرد: یکی پیری، و یکی هم مردن !

نوشته شده توسط نیلوفر سبزیکاری ,

  اصل لانه کبوتری
مرتبط با : ریاضیات
ارسال شده در: چهارشنبه 1387/07/17
اصل لانه کبوتری (به انگلیسی: Pigeonhole principle)، که با نام اصل جعبه (یا کشوی) دیریکله نیز شناخته می‌شود، بیان می‌کند که اگر دو عدد طبیعی n و m را با خاصیت n>m داشته باشیم، اگر n شیء در m لانه کبوتر قرار گیرد، آن‌گاه حداقل یک لانه کبوتر (یا قفسه) دارای بیش از یک شیء خواهد بود. بیانی دیگر از این اصل به این صورت است که اگر در m لانه حداکثر m شیء آن هم با شرط در هر لانه یک شیء، قرار گرفته است؛ اضافه کردن یک شیء دیگر ما را مجبور می‌کند که از یکی از لانه‌ها بار دیگر استفاده کنیم (با این شرط که m متناهی باشد). به طور رسمی، این قضیه بیان می‌کند: وجود ندارد تابعی یک به یک روی مجموعه‌های متناهی که هم‌دامنهٔ آن کوچک‌تر از دامنهٔ‌اش باشد.

اصل لانه کبوتری مثالی از اصل شمارش است که برای بسیاری از مسائل شهودی شامل آن‌هایی که با مجموعه‌های متناهی درگیر می‌شوند و نمی‌توانند با ویژگی‌های یک تابع یک به یک مطابقت داده شوند، اجرا می‌شود.

اعتقاد هست که نخستین بیان این قضیه به وسیلهٔ دیریکله در سال ۱۸۳۴ تحت نام Schubfachprinzip («اصل کشو» یا «اصل قفسه») مطرح شده‌است. نیز در ایتالیایی، نام اصلی «principio dei cassetti» هم‌چنان استفاده می‌شود؛ در بعضی زبان‌های دیگر (برای مثال، روسی) این اصل با نام اصل دیریکله شناخته می‌شود (نباید با حداقل اصول توابع هارمونیک که نام مشابهی دارد اشتباه گرفته شود).

 

تجسمی برای نام اصل: کبوترها در لانه‌ها. در این‌جا n = 7 و m = 9 بنابراین می‌توانیم نتیجه بگیریم که حداقل دو لانه کبوتر خالی وجود دارد. (که اگر دقیقاً دو کبوتر در یک لانه قرار گرفته باشند، سه خانهٔ خالی وجود دارد.) 

تجسمی برای نام اصل: کبوترها در لانه‌ها. در این‌جا n = 7 و m = 9 بنابراین می‌توانیم نتیجه بگیریم که حداقل دو لانه کبوتر خالی وجود دارد. (که اگر دقیقاً دو کبوتر در یک لانه قرار گرفته باشند، سه خانهٔ خالی وجود دارد.)
نوشته شده توسط نیلوفر سبزیکاری ,

  داسانی از زندگی دو برادر که ...
مرتبط با : زندگی
ارسال شده در: چهارشنبه 1387/07/10

اين داستان واقعي است و به اواخر قرن 15 بر مي گردد.

 


در يك دهكده كوچك نزديك نورنبرگ خانواده اي با 18 فرزند زندگي مي كردند. براي امرار معاش اين خانواده بزرگ، پدر مي بايستي 18 ساعت در روز به هر كار سختي كه در آن حوالي پيدا مي شد تن مي داد. در همان وضعيت اسفباك آلبرشت دورر و برادرش آلبرت (دو تا از 18 فرزند) رويايي را در سر مي پروراندند. هر دوشان آرزو مي كردند نقاش چيره دستي شوند، اما خيلي خوب مي دانستند كه پدرشان هرگز نمي تواند آن ها را براي ادامه تحصيل به نورنبرگ بفرستد.
يك شب پس از مدت زمان درازي بحث در رختخواب، دو برادر تصميمي گرفتند. با سكه قرعه انداختند و بازنده مي بايست براي كار در معدن به جنوب مي رفت و برادر ديگرش را حمايت مالي مي كرد تا در آكادمي به فراگيري هنر بپردازد، و پس از آن برادري كه تحصيلش تمام شد بايد در چهار سال بعد برادرش را از طريق فروختن نقاشي هايش حمايت مالي مي كرد تا او هم به تحصيل در دانشگاه ادامه دهد.
آن ها در صبح روز يك شنبه در يك كليسا سكه انداختند. آلبرشت دورر برنده شد و به نورنبرگ رفت و آلبرت به معدن هاي خطرناك جنوب رفت و براي 4 سال به طور شبانه روزي كار كرد تا برادرش را كه در آكادمي تحصيل مي كرد و جزء بهترين هنرجويان بود حمايت كند. نقاشي هاي آلبرشت حتي بهتر از اكثر استادانش بود. در زمان فارغ التحصيلي او درآمد زيادي از نقاشي هاي حرفه اي خودش به دست آورده بود.
وقتي هنرمند جوان به دهكده اش برگشت، خانواده دورر براي موفقيت هاي آلبرشت و برگشت او به كانون خانواده پس از 4 سال يك ضيافت شام برپا كردند. بعد از صرف شام آلبرشت ايستاد و يك نوشيدني به برادر دوست داشتني اش براي قدرداني از سال هايي كه او را حمايت مالي كرده بود تا آرزويش برآورده شود، تعارف كرد و چنين گفت: آلبرت، برادر بزرگوارم حالا نوبت توست، تو حالا مي تواني به نورنبرگ بروي و آرزويت را تحقق بخشي و من از تو حمايت ميكنم.
تمام سرها به انتهاي ميز كه آلبرت نشسته بود برگشت. اشك از چشمان او سرازير شد. سرش را پايين انداخت و به آرامي گفت: نه! از جا برخاست و در حالي كه اشك هايش را پاك مي كرد به انتهاي ميز و به چهره هايي كه دوستشان داشت، خيره شد و به آرامي گفت: نه برادر، من نمي توانم به نورنبرگ بروم، ديگر خيلي دير شده، ‌ببين چهار سال كار در معدن چه بر سر دستانم آورده، استخوان انگشتانم چندين بار شكسته و در دست راستم درد شديدي را حس مي كنم، به طوري كه حتي نمي توانم يك ليوان را در دستم نگه دارم. من نمي توانم با مداد يا قلم مو كار كنم، نه برادر، براي من ديگر خيلي دير شده...

بيش از 450 سال از آن قضيه مي گذرد. هم اكنون صدها نقاشي ماهرانه آلبرشت دورر قلمكاري
ها و آبرنگ ها و كنده كاري هاي چوبي او در هر موزه بزرگي در سراسر جهان نگهداري ميشود.
يك روز آلبرشت دورر براي قدرداني از همه سختي هايي كه برادرش به خاطر او متحمل شده بود، دستان پينه بسته برادرش را كه به هم چسبيده و انگشتان لاغرش به سمت آسمان بود، به تصوير كشيد. او نقاشي استادانه اش را صرفاً دست ها نام گذاري كرد اما جهانيان احساساتش را متوجه اين شاهكار كردند و كار بزرگ هنرمندانه او را "دستان دعا كننده" ناميدند.

به این تصویر نگاه کنید.ازتون میخوام کمی بهش فکر کنید و ببینید که تو موفقیتهاتون چه کسانی کمکتون کردن اونارو فراموش نکنید.بیاید ازشون تشکر کنیم حتی با یه جمله ی محبت آمیز.من هم اینجا میخوام از پدرو مادرم و همچنین دوستانم تشکر کنم که همیشه کمکم کردن و پشتیبانم بوده اند.

نوشته شده توسط نیلوفر سبزیکاری ,

  تست هوش
مرتبط با : تست های خودشناسی و فالهای مختلف
ارسال شده در: چهارشنبه 1387/07/10
تست هوش


 

شاید این تست برای بعضی از شما قدیمی باشه اما اگر تا به حال ندید میتونم بگم تست خیلی جالیه سوالات کاملش تازه به دستم رسیده.در اين نوع تست 10 سوال طرح شده كه شما باید پس از خواندن هر سوال از سوالات زير در زمان فقط 5 ثانیه به آن جواب صحيح بدهید. در پایان تعداد پاسخهای درست شما ضرب در 10 میشود و میزان آی کیو شما را نشان میدهد. فقط مراقب باشد سادگي سوالات شما را فريب ندهد!

1- بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟

2- اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟

3- من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟

4- عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟
5- مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟

6- اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟

7- فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟

8- اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟

9- حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟

10- اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟

ارزیابی تست براساس تعداد جوابهای نادرست مجاز به نسبت سطح هوش :
7 تا و بیشتر، دانش آموز دبستان
6 تا، دانش آموز دبیرستان
5 تا، دانشجو
2 الي 3 تا، استاد دانشگاه
1 تا، مدیران ارشد
و 0 تا، مسلما شما كه از IQ بسيار بالايي برخوردار هستيد!


.

.

.

.

.

.

.

.
 

پاسخ تست ها :
توضيح اينكه براي مشاهده پاسخ تست ها لازم است كليدهاي CTRL + A را بر روي كيبورد فشار دهيد يا نوشته هاي زير را Select كنيد تا نمايان شوند!

1- تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند.
2- یک ساعت (شما یک قرص را در ساعت 1 و دیگری را درساعت 1/5 و بعدی را در ساعت 2 می خورید).
3- ساعت کوکی نمیتواند شب و روز را تشخیص دهد پس به اولین ساعت 9 که برسد زنگ میزند که ساعت 9 شب است.
4- حاصل 70 است (تقسیم بر نیم معادل ضرب در 2 است).
5- كاملا روشن است كه او همان 9 گوسفند را خواهد داشت.
6- بدون کبریت روشن كردن هيچ كدام از آنها مقدور نيست.
7- سفید چون خانه ای که هر چهار دیوارش رو به سمت جنوب پنجره داشته باشد باید در نوک قطب جنوب باشد و در آنجا همه خرس ها سفيدند.
8- همان2 سیب.
9- هیچ(حضرت نوح بود نه حضرت موسی)
10- خوب خودتونید دیگه(نام خودتان)
 

نوشته شده توسط نیلوفر سبزیکاری ,

  جدول علائم ریاضی به ترتیب تاریخ اختراع
مرتبط با : ریاضیات
ارسال شده در: دوشنبه 1387/07/08

الگو:جدول زیر بسیاری از علائم متداول در ریاضیات را به ترتیب تاریخ اختراع یا تاریخ استفاده مرتب کرده است.

 
 
 
علامت
نام تاریخ اولین استفاده اولین نویسنده ای که علامت را استفاده کرده است.
+

جمع و تفریق ۱۳۶۰ نیکلاس اُرِزمه
۱۴۸۹ (اولین ظهور این علائم در چاپ) ژوهان ویدمن
رادیکال (برای ریشه ی دوم) ۱۵۲۵ (بدون سرکش روی رادیکال) کریستف رودولف
(…)
پرانتز (برای گروهبندی اولویت دار) ۱۵۴۴ (در یادداشتهای دستنویس) میشائل شتیفل
۱۵۵۶ نیکولو تارتالیا
=
تساوی ۱۵۵۷ رابرت ریکرده
×
ضرب ۱۶۱۸ ویلیام آوترد
±
جمع-تفریق ۱۶۲۸
تناسب
n
 
رادیکال (برای ریشه ی nام) ۱۶۲۹ آلبر ژیرار
<
>
بزرگتر و کوچکتر ۱۶۳۱ توماس هریوت
xy
 
توان ۱۶۳۶ (استفاده از اعداد رومی به عنوان توان) جیمز هیوم
۱۶۳۷ (به شکل فعلی) رنه دکارت
√ ̅
رادیکال (برای ریشه ی دوم) ۱۶۳۷ (با سرکش بالای رادیکال) رنه دکارت
%
درصد ۱۶۵۰ نامعلوم
÷
تقسیم ۱۶۵۹ یوهان رآن
بینهایت ۱۶۵۵ جان والیس


بزرگتر مساوی و کوچکتر مساوی ۱۶۷۰ (با خط افقی روی علامت نامساوی)
۱۷۳۴ (با دو تا خط افقی زیر علامت نامساوی) پیر بوگر
d
دیفرانسیل ۱۶۷۵ گتفرید ویلهلم لایبنیتز
انتگرال
:
دو نقطه (برای تقسیم) ۱۶۸۴ (اقتباس از استفاده ی دو نقطه برای نمایش کسرها مربوط به سال۱۶۳۳)
·
نقطه (برای ضزب) ۱۶۹۸
[خط مورب (اسلش) (برای تقسیم) ۱۷۱۸ (اقتباس از خط کسری اختراع شده توسط اعراب در قرن ۱۲) توماس تووینگ
نامساوی نامعلوم لئونهارت اویلر
حاصل جمع ۱۷۵۵
تناسب ۱۷۶۸ ویلیام امرسون
دیفرانسیل جزئی ۱۷۷۰ مارکیز دو کوندورسه
x
پریم (برای مشتق) ژوزف لویی لاگرانژ
همانی ( برای روابط متجانس (هم ارز) ) ۱۸۰۱ (اولین ظهور در چاپ، استفاده شده در نوشته های شخصی گاوس قبل از این تاریخ) کارل فریدریش گاوس
[x]
 
جزء صحیح ۱۸۰۸
حاصل ضرب ۱۸۱۲
!
فاکتوریل ۱۸۰۸ کریستین کرامپ

شمول مجموعه (زیرمجموعه و فرامجموعه) ۱۸۱۷ جوزف گرگون
۱۸۹۰ ارنست شرودر
|…|
قدر مطلق ۱۸۴۱ کارل وایراشتراوس
دترمینان ماتریس

آرتور کایلی

‖…‖
نمایش ماتریس ۱۸۴۳
نابلا (برای دیفرانسیل برداری) ۱۷۴۶ (سابقاً به عنوان عملگری چند منظوره توسط همیلتون استفاده میشده است) ویلیام رووان همیلتون


اشتراک و اجتماع ۱۸۸۸ جوزپ په په آنو
عضویت ۱۸۹۴
سور وجودی ۱۸۹۷
اِلف ( برای عدد اصلی (cardinal number)مجموعه های نامحدود ) ۱۸۹۳ گیورگ کانتور
{…}
کمانک (برای نمایش مجموعه) ۱۸۹۵
N دو خطی (برای مجموعه ی اعداد طبیعی) جوزپ په په آنو
·
نقطه ( برای ضرب داخلی) ۱۹۰۲ جی . ویلیام گیبز؟
×
ضرب (برای ضرب خارجی)
یای منطقی (OR منطقی) ۱۹۰۶ برتراند راسل
(…)
نمایش ماتریس ۱۹۰۹ جرارد کووالسکی
[…]
 
۱۹۱۳ کاتبرت ادموند کولییس
انتگرال بسته ۱۹۱۷ آرنولد سامرفلد
Z دوخطی (برای مجموعه اعداد صحیح) ۱۹۳۰ ادموند لاندایو
دهه ی ۱۹۳۰ گروه نیکلا بورباکی
Q دو خطی (برای مجموعه اعداد گویا)
سور عمومی ۱۹۳۵ جرارد گنزِن
مجموعه ی تهی ۱۹۳۹ آندره ویِل / نیکلا بورباکی
C دو خطی (برای مجموعه اعداد مختلط) ناتان جاکوبسون
پیکان (فلش) (برای نمایش تابع) ۱۹۳۶ (برای تفکیک اشکال عناصر خاص) کویستین اُر
۱۹۴۰ (به شکل فعلی f: X → Y) ویلتورد هورویز
x
 
'جزء صحیح ۱۹۶۲ کِنِث ایی اورسون
انتهای اثبات نامعلوم پاول هالموس
 
 
 
منبع:سایت  ویکی پدیا
نوشته شده توسط نیلوفر سبزیکاری ,

درباره وبلاگ
 
هیچگاه با من موافقت نکن.مرا تایید نکن.حداقل کمی تامل کن
وبلافاصله تایید نکن.از تو نمیخواهم که مرا تایید کنی.میخواهم که به دنبال سخن ردی در مقابل سخن من باشی.به من اجازه نده که به خودم مغرور شوم.بگذار که از تو یاد بگیرم.بر من است که سطح تحمل ابهامم را بالا ببرم.

سلام سلامی به گرمی دل پاکتون .همچنین سلامی مخصوص به معلمان وسمپادی های عزیز. به وبلاگ من خوش اومدید. امیدوارم نهایت استفاده رو از مطالب این وبلاگ ببرید.
من برای تکمیل این وبلاگ به نظرات شما نیازمندیم. شما می توانید نظرات و انتقادات و خواسته ها ی خود را (پیرامون مطلب خاصی) در قسمت نظرات بنویسید. تا من طی 24 ساعت به آن پاسخگو باشم و اگر مطلبی خواسته باشید در مورد آن مطالبی در وبلاگ بنویسم.
راستی خوشحال میشم تو قسمت نظر سنجی هم شرکت کنید.

با تشکر مدیر وبلاگ.(ن.سبزیکاری)
 

 
لیست دوستان

فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل
دو دوست خوب فرزانگانی
نجف زاده در سمپاد
موریانه ی کوچک (مهدا)
بهترین وبلاگ نجوم(ایشون معلم اند.)
سایت جهانی ریاضیات
انجمن ریاضی ایران
کلبه سمپاد
بهترین وبسایت مربوط به شیمی
شیمیدانان فرزانگانی
کمپانی برادران سمپاد
آنچه از اینترنت می خواهید!!!!
دپارتمان فیزیک کوپرنیک
وبسایت پروفسور هاوکینگ
سمپادیه 1مرداد
جهش، یک مخرب سمپادی
سمپادی(میرزا کوچک خان رشت)"
آسمان پر ستاره ی ایران (دوست خوبم گلناز دهداری)
ساغر
هنر سمپادی
مدرسه تیزهوشان میاندوآب
۞ نجوم و فیزیک ۞
۩۞۩ لینکهای خوشمزه ۩۞۩
تکاپو
ژرفای آسمان
wonderful-science
خواهر جون (وبلاگ دوست خوبم فاطمه)
قاطی خونه سمپاد
زندگی قشنگه
هرگز بدون جنگیدن تسلیم نشو
قالب وبلاگ
 

 
بخش ویژه

 
 
Copyrights This Blog  © 2008 | Designed By : ParsTheme.com